
قسمت اول.......
شواهد تکامل: مطالعه ی تاریخ تحول بسیاری از انواع جانوران ما را به سمت تئوری تکامل هدایت می کند. همه ی جانداران دارای سازگاری های تکاملی هستند یعنی صفاتی را به ارث می برند که سبب افزایش توانایی بقا و تولید مثل آن ها تحت شرایط محیطی خاصی می شود.
ارسطو و یهودی های مسیحی بر خلاف ایده ی تحول گونه ها اعتقاد به ثابت بودن گونه داشتند. سنگواره ها بیانگر تحول اشکال حیات هستند مفهومی که به وسیله ی لامارک در اوایل سال های 1800 پذیرفته شده بود. لامارک این نظریه ی نادرست را پیشنهاد کرد که صفات فونوتوپی ای که یک فرد در طول زندگی خود به دست می آورد به فرزند او منتقل می شود. چالرز داروین به عنوان یکی از خدمه ی کشتی اچ.ام.اس بیگل در دهه ی 1830 مشاهدا کرد که بین جانداران زنده و سنگواره های موجود در آمریکای جنوبی و جزایر گالاپاگوس که در نزدیکی آن واقع اند مشابهت هایی وجود دارد. داروی همچنین متفاعد شده بود که زمین سن زیادی داشته و به طور پیوسته تغییر می کند. او به این نتیجه رسید که موجودات زنده نیزمی توانند در طی نسل ها تغییر یا تحول پیدا کنند و این که گونه های زنده از اشکال ابتدایی تر حیات حاصل شده اند. او مفهوم فوق را تغییرنسل ها نام گذاشت. اثار باقی مانده از جانداران منقرض شده و ثبت سنگواره ای به شدت نظریه ی او ر
ا تایید می کرد.
این نشان می دهد که جانداران بر حسب یک ترتیب زمانی خاص ظاهر شده اند و بسیاری از سنگواره ها بیان گر ارتباط بین گونه های منقرض شده ی قدیمی و گونه های زنده ی امروزی هستند.شواهد دیگر تعیین کننده ی تکامل از جغرافیای زیستی کالبلد شناسی مقایسه ای جنین شناسی مقایسه ای زیست شناسی مولکولی به دست آمدهاند. نتایج حاصل از مقایسه پروتئنها و DNA عموما با نتایج حاصل از سنگوارهها و کالبد شناسی همخوانی دارد.
ارسطو و یهودی های مسیحی بر خلاف ایده ی تحول گونه ها اعتقاد به ثابت بودن گونه داشتند. سنگواره ها بیانگر تحول اشکال حیات هستند مفهومی که به وسیله ی لامارک در اوایل سال های 1800 پذیرفته شده بود. لامارک این نظریه ی نادرست را پیشنهاد کرد که صفات فونوتوپی ای که یک فرد در طول زندگی خود به دست می آورد به فرزند او منتقل می شود. چالرز داروین به عنوان یکی از خدمه ی کشتی اچ.ام.اس بیگل در دهه ی 1830 مشاهدا کرد که بین جانداران زنده و سنگواره های موجود در آمریکای جنوبی و جزایر گالاپاگوس که در نزدیکی آن واقع اند مشابهت هایی وجود دارد. داروی همچنین متفاعد شده بود که زمین سن زیادی داشته و به طور پیوسته تغییر می کند. او به این نتیجه رسید که موجودات زنده نیزمی توانند در طی نسل ها تغییر یا تحول پیدا کنند و این که گونه های زنده از اشکال ابتدایی تر حیات حاصل شده اند. او مفهوم فوق را تغییرنسل ها نام گذاشت. اثار باقی مانده از جانداران منقرض شده و ثبت سنگواره ای به شدت نظریه ی او ر
ا تایید می کرد.این نشان می دهد که جانداران بر حسب یک ترتیب زمانی خاص ظاهر شده اند و بسیاری از سنگواره ها بیان گر ارتباط بین گونه های منقرض شده ی قدیمی و گونه های زنده ی امروزی هستند.شواهد دیگر تعیین کننده ی تکامل از جغرافیای زیستی کالبلد شناسی مقایسه ای جنین شناسی مقایسه ای زیست شناسی مولکولی به دست آمدهاند. نتایج حاصل از مقایسه پروتئنها و DNA عموما با نتایج حاصل از سنگوارهها و کالبد شناسی همخوانی دارد.
داروین مشاهده نمود که جانداران تعداد فرزندان بیشتر از حد گنجایش محیط به وجود میآورند و نیز جانداران دارای تنوعاند و این تنوع میتواند به ارث برسد. او نتیجه گرفت که افرادی که بهترین سازگاری را با شرایط محیطی خاصی دارند شانس بیشتری برای بقا و تولید مثل در مقایسه با افراد ناسازگارتر خواهند داشت. داروین گفت که انتخاب طبیعی که ماهیت آن در ارتباط با موفقیت تولید مثلی متفاوت است. اساس مکانیسم تکامل تشکیل میدهد. در نتیجه اثر انتخاب طبیعی نسبت افراد دارای صفات مطلوب افزایش مییابد و جمعیت تدریجا در پاسخ به محیط تغییر پیدا میکند. داروین همچنین گفت که وقتی انسانها، جانداران دارای صفات دلخواه را جهت پرورش و تکثیر برمیگزینند. آنها در اصل نقش محیط را در زمینه تفاوتهای تولید مثلی و تغییر دادن گونهها ایفا میکنند. انتخاب طبیعی در جمعیتهای حلزون، حشرات، میکروارگانیسم و بسیاری از جانداران دیگر مشاهده شده است. نظریه ترکیبی تئوری داروین را علم ژنتیک جمعیت که بر روی مجموعه ژنهای یک جمعیت متمرکز است مرتبط میسازد. یک گونه جنسی عبارت است از گروهی از جمعیتها که افراد آنها قادر به آمیزش با یکدیگر و تولید فرزندان زایا هستند. یک خزانه ژنی عبارت است از مجموعه کامل ژنهای یک جمعیت در هر زمان. ریز تکامل عبارت است از تغییر و فراوانی نسبی عللها در یک خزانه ژنی. بر اساس معادله هاردی-واینبرگ برخوردن ژنها در جریان تولید مثل جنسی نسبت ژنهای مختلف را در یک خزانه ژنی تغییر نمیدهد. متخصصان بهداشت عمومی از تعادل هاردی-واینبرگ برای تخمین فراوانی عللهای بیماریزا در جمعیتهای انسانی استفاده میکند. خزانه ژنتیکی یک جمعیت از نسلی به نسل دیگر ثابت باقی میماند. اگر: جمعیت بزرگ بوده و از سایر جمعیتهای جدا باشد. جهش در آن رخ ندهد. آمیزش تصادفی باشد و همه ژنوبیپها موفقیت تولید مثلی برایری داشته باشند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر